۱۳۸۹ بهمن ۵, سه‌شنبه

منفی سی و هشت


یک سری دوستانی دارم که از وقتی آمده‌ایم این‌جا ـ یعنی ده‌هزار کیلومتر دور از  یک سری دوستانی که دارم ـ می‌گویند خوب چرا از خودت و از زندگی‌ت نمی‌نویسی. چرا هی وِر سیاسی می‌زنی. تو اگر رفته‌ای آن‌جا و داری هوای پاک می‌خوری لازم نیست از هوای ناپاک ما در این‌جا هی حرف بزنی. ما خودمان این‌جا می‌بینیم. تو از خودت و از زندگی خودت بنویس که ما نمی‌بینیم. یک سری دوستانی دارم که راست می‌گویند.
همچنین دوستانی‌ دارم که می‌گویند کار کن. نوشته‌ی سیاسی تولید کن و بپراکن. از شما چه دور این‌ها البته زیاد نیستند و من هم خیلی دنبال نوشته‌ی سیاسی تولید کردن نیستم. البته خوب گاهی آدم حرصش در می‌آید و چیزهایی می‌گوید و می‌پراکند.
این‌جا این‌روزها مثلا خدا رکورد سرمای هوا در چهل ساله‌ی اخیر را شکسته است. دیروز  هوا به قول معروف "فیلز لایک"ش به منهای 38 درجه‌‌ی سانتی‌گراد رسیده بود البته ما کاملا شانسی بیرون نرفتیم. ولی خوب امروز هم که خیلی گرم‌تر از دیروز نبود که رفتیم هم باز فرقی با روزهای قبل نداشت. کلا سرما مثل این که فقط شلوغش کرده‌اند و با کسی کاری ندارد. خانه‌ی ما یک سیستم به قول گفتنی "فون‌کوئیل" دارد که ازش باد گرم برون می‌شود. یک کمی هم وقتی کار می‌کند خِر خِر می‌کند. شیشه‌های خانه‌ی ما دو جداره است و خانه‌ی ما کلا گرم است. دیروز رفته‌بودم کنار پنجره و به اعماق حیاط نگاه می‌کردم- حیاطی که در پست قبلی عکس‌ش را گذاشتم – دیدم اوووه بخار هوای داخل خانه پشت جداره‌ی داخلی شیشه‌ یخ زده است. تا حالا همچه چیزی ندیده‌بودم.
 این‌روزها غیر از فن‌کوئیل خرخرکن که گاهی کم می‌آورد یک شعله‌ی اجاق گاز که برقی است را هم روشن می‌گذاریم و گاهی هم فر را روشن می‌گذاریم و در فر را هم باز. خوب این کار باعث می‌شود که خانه از حالت متعارفی هم گرم‌تر شود و خوب بعد که خوب گرم شد فر را و گاز را خاموش می‌کنیم. خوب البته پول برق برای ما جدا نمی‌آید پول آب جدا! همه چیز بر عهده‌ي صاحب‌خانه است و دَندش نرم می‌خواست فن‌کوئیل خرخری‌ش را جوری تنظیم کند که لازم به همچه کار فاشیستی‌ای نباشد.  چندین سری دوستان هم دارم که کلا دل ما برایشان تنگ شده شدید.


۲ نظر:

  1. خبرها را ما همه می دانیم ولی حرفی که مثلا از سیاست می زنیم بیشتر تحلیل است که ربطی به جایی که زندگی میکنیم ندارد. تحلیل است دیگر
    با همه این احوال دلم تنگ شده براتون

    پاسخ دادنحذف
  2. محمد رشيدي۰۶ بهمن, ۱۳۸۹

    چرا الكي مي گي اين همان است اينا كه ماشيناشون فرق مي كنه مثلا رنگ اون وانته تو دوتا عكس فرق مي كنه
    فكر كردي ما بچه شهرستاني ساده اي هستيم كه هرچي خواستي مي توني بهشون قالب كني
    نه عمو جهنم به اون گرمي هم كه مي گن نيست

    پاسخ دادنحذف