پردهی اول: برای درخواست ویزا کارت وارد بانک شدیم. نوبتمان که شد اپراتور برگهای داد که درش انواع کارت ویزا و نوع خدماتش و میزان سقفش و اینها را نوشته بود. باید انتخاب میکردیم. قرار شد روی صندلیهای انتظار بنشینیم برای بررسی بیشتر و تصمیمگیری. یک جفت صندلی کنار هم خالی بود. نشستیم. در حال بررسی بودیم که جوانی لاغر اندام و بلند قد و با لباسی ساده سلام کرد و گفت میتواند کمکمان کند. حدس زدیم یک داوطلب (Volunteer) است که برای تجربه یا تقویت زبان در بانک به مشتریها راهنمایی میدهد. قبول کردیم. جای خالی اما نبود. خودش کنار صندلی من روی زمین نشست و به دیوار تکیهداد و شروع کرد به این که این مدل کارت این خاصیت را دارد و آن یکی آن و اینها. چند دقیقهای طول کشید و تصمیممان روشن شد. به اپراتور مخصوص کارت مراجعه کردیم. آمد و با حوصله فرمهای مخصوص را داد تا تکمیل کنیم. بعد از آن گفت باید فلانی که رییس شعبه است تکمیل فرمهایتان را تایید کند. رفت و برگشت. تایید شده بود. همینطور که مینشست گفت شما با آقای فلانی گویا حرف زدهبودید. نگاه کردیم به میزی که اشاره کرد. همان جوانکی بود که کمکمان کردهبود!
کار ما تمام بود و گفت باید برویم و دو هفته بعد نتیجهی پذیرش یا رد درخواستمان میآید دم خانه.
پردهی دوم: نوع ویزا کارتی که درخواست دادهبودیم را که به بچهها گفتیم همه گفتند به هیچ وجه همچه اعتباری به کسی که اولین کارت را درخواست میکند نمیدهند و ما متعجب شدیم که خوب چرا طرف یک کلمه به ما نگفت که درخواستمان را معقول کنیم.
یک ماه گذشت و از جواب خبری نشد. رفتیم بانک. گفت ما بعد از درخواست مشتری فرمها را ارسال میکنیم به مرکز صدور ویزا و آنها بقیهی کارها را انجام می دهند و باید از آنجا پیگیر شویم. شماره تلفن آنجا را داد و آمدیم. به مرکز صدور زنگ زدیم. مشخصات را که دادیم گفت اصلا همچه درخواستی از طرف فلان شعبه به ما نرسیده و چنین چیزی در سیستم نیست، از شعبه پیگیری کنید. به شعبه زنگ زدیم. به کسی که گوشی را برداشت قصه را گفتیم مشخصات را گرفت و گفت در سیستم ما همچه درخواستی اصلا ثبت نشده. گفتیم ولی ما یک ماه پیش آمدهایم این همه فرم را تکمیل کرده ایم و یک ماه منتظر بودهایم چه طور میشود که الان نیست؟ گفت: I am so sorry شما میتوانید بیایید یک درخواست دیگر بدهید. گفتیم میخواهیم با رییس شعبه حرف بزنیم. وصل کرد. قصه را به رییس شعبه گفتیم. گفت: I am so sorry شما میتونید بیاید یک درخواست دیگر بدهید. گفتیم ولی وقت ما تلف شده و الان شما میگویید اصلا درخواستی نیست؟ خوب بالاخره برگههای ما کجاست؟ گفت نیست. مشخصات ظاهری کارمندی که ما پیش او فرم ها را تکمیل کردیم را پرسید ما اسمی نمیدانستیم مشخصات کلی گفتیم. گفت خوب او دیگر اینجا نیست و من نمیتوانم کاری بکنم. شما میتوانید یک درخواست دیگر بدهید. البته در مورد مشخصاتتان که در برگهها بوده جای نگرانی نیست ما خیلی اطلاعات را خوب محافظت میکنیم! گفتیم یعنی برگهها کجاست؟ گفت ممکن است اشتباها به جای دیگری ارسال شده باشد و آنجا ریزریزش کرده باشند. گفتیم ولی وقت ما اینقدر آزاد نیست که هی بیاییم فرم پر کنیم. گفت میتوانید از درخواست تلفنی استفاده کنید! در هر صورت من نمیتوانم الان کاری بکنم و I am so sorry. ( حالا نمیگفت که درخواست تلفنی فقط برای کسانی است که بیش از شش ماه است که وارد شدهاند!) گفتیم اوکی. بای!
...........
در پروپاگاندای "خارج یکسره بهشت و ایران یکسره جهنم است" پردهای اول با فونت بولد 72 نوشته میشود. اما پردهی دوم کلا زیرسبیلی رد میشود که " حالا یک اشتباهی شده". از این اشباهات چند تا دیگر هم من در چنته دارم. از بانکداری ایرانی هم به وفور استفاده کردهام و میکنم. و باید بگویم که وضعیت بانکداری ایرانی – اقلا در مورد کارهایی که فعلا من با بانک دارم – به مراتب از وضعیت اینجا بهتر و سادهتر است. البته الان منظورم مقایسهی سیستم بانکداری نیست که خودش پستی جدا میطلبد. منظورم این است که تو را سینهی دیوار میگذارند احتمالا مختصر تجاوزی هم بهت میکنند و نهایتا همه چیز با یک جمله تمام میشود: I am so sorry .
اتفاقا منم در مورد اروپا شنیده بودم که از این اتفاقات هم توش میفته. فکر کنم تنها تفاوتش با ایران اینه که اینجا میگذارندت سینه ی دیوار، تجاوز هم بهت میکنند (مختصر نه! خیلی هم زیاد)، بعد بجای عذرخواهی طلبکار هم میشن
پاسخ دادنحذفمشكل اصلي اينست كه عوام تمايل به سياه يا سفيد توصيف كردن دارند
پاسخ دادنحذفاما دنياي ما خاكستري است خاكستري هم طيفي است بين سياه وسفيد
همينطور دنياي ما چند بعدي است و عوام همه ابعاد را با هم در يك معيار واحد مي سنجند
منم با حميد موافقم كه اينجا يه اشتباه هم كه ميكنن عذرخواهي نميكنن هيچ، طلبكارم ميشن ....
پاسخ دادنحذفهمه جا بالاخره مشكلات هست... اينجا بيشتر و اونجا كمتر....
نمیدونم چرا ما پذیرش اشتباه اونوری ها رو بیشتر داریم و اینجا کمترین اشتباهی خیلی بولد به نظر میرسه!!! از بس تو سر ایران و ایرانی میزنیم..
پاسخ دادنحذفواسه اينه كه ما يه جمله معروف داريم كه اين مشكلات رو در همه جا حل ميكنه:
پاسخ دادنحذفحالا يه كاريش بكن ديگه "مهندس".
از بازار كامپيوتر گرفته تا پيك موتوري جواب ميده. فقط بايد مواظب باشي طرف دكتر نباشه كه سه ميشه.
لایک به کامنت بالا
پاسخ دادنحذفD: