۱۳۸۹ مهر ۲۸, چهارشنبه

سفر به نیاگارا -2

روز سوم سفر ما به نیاگارا  دوشنبه (روز شکرگزاری) ساعت ده صبح در خانه‌ی دوست‌مان با صبحانه آغاز شد. سپس به تورنتو شدیم! یک ساعت و خورده‌ای بعد تورنتو بودیم. شهر بسیار بزرگی است و  ورودی شهر یاد تقاطع‌های غیر هم‌سطح ورودی تهران می‌افتی. خیابانی دارد به نام yonge که بلند‌ترین خیابان جهان است. اگر از خارج از خود شهر تورنتو صرف نظر کنیم حدودا سه برابر خیابان ولی‌عصر است. خیابانی که در شلوغ‌بازیِ ایرانی ازش به خیابان ایرانی‌های تورنتو یاد می‌شود همین خیابان است! البته صرفا بین دو چهارراه نزدیک به هم‌ش مغازه‌های ایرانی است که شاید کم‌تر از مثلا دو درصد طول این خیابان را تشکیل می‌دهد. وارد خیابان که شدیم از ره‌گذران سراغ رستوران‌های ایرانی را ‌گرفتیم و عجب کار مضحکی می‌کردیم. یکی گفت در خیابان به این بلندی حتا حدودش را هم نمی‌دانید؟ خلاصه پیرمردی کت و شلواری با خانمی مانتویی محجبه جلب نظر کردند. صدای‌شان کردیم به انگلیسی فصیح! ترسیدند شدید. مرد هول برش داشت و با حالتی عجیب درآمد که "وی کَن نات اسپیک"(2 مرتبه) گفتیم بیا حاجی بیا نترس! خندید و گل از گلش شکفت! آدرس‌مان داد و نزدیک بودیم. در یکی از رستوران‌های ایرانی ناهار خوردیم به قیمت خون پدرش! بعد از ناهار یک‌سره با حالت فاتحان یانگ به سمت اتاوا راه افتادیم.
اضافه کنم که در اتوبان تورنتو به اتاوا جایی ترافیک شد و از لاین اضطراری چهار ماشین بزرگ آتش‌نشان و دو آمبولانس آژیرکشان می‌تاختند. به صحنه که رسیدیم ماشینی آتش نگرفته و شیونی بلند نبود. یک موتور باکلاس کنار جاده بی آن که لوله شده باشد افتاده بود! شباهنگام به خانه رسیدیم و جای شما خالی رزیتا و دوست جدیدمان پیتزایی گذاشتند خوردنی. سفر نیاگارا تمام شده بود و بعد از محاسبات در مجموع کل هزینه‌های اجاره ماشن و بنزین و خوردن و غیره هر نفر 75 دلار شد که به نظر زیاد نمی‌آید.
 این سفر به نظرم واقعا روحیه‌بخش بود و جاده و این‌ها هم برای ما از حالت ابهام و سیاهی در آمد. اما خود آبشار به یاد ماند. همچنین ترانه‌ای که در حالت اتو ریپیت کل سفر را پوشش داد: تو که چشمات خیلی قشنگه رنگ چشمات خیلی عجیبه     تو که این همه نگاهت  واسه چشمام گرم و نجیبه... می‌دونستی که چشامی  همه‌ی آرزوهامی   می‌دونستی که همیشه، تو تموم لحظه‌هامی...


می‌دونستی یا نه؟

۲ نظر:

  1. http://masihalinejad.com/?p=2717
    مهدی این لینک رو سیری کن و اشکی بریز

    پاسخ دادنحذف
  2. آخرش قاطي كرديا! از ناصر خسرو افتادي تو مريم حيدرزاده.
    ميگم اين جور ولخرجي ميكني نعوذ بالله اسراف نباشه؟!

    پاسخ دادنحذف