۱۳۸۹ مهر ۲۴, شنبه

سفر به نیاگارا -1

تعطیلات سه روزه‌ی ما به بازدید از  آبشار نیاگارا گذشت. توضیح تکراری در مورد این آبشار این‌که بزرگ‌ترین آبشار جهان است. در مرز آمریکا و کانادا قرار دارد و پلی که بر روی رودخانه است این دو کشور را به هم وصل می‌کند. شنبه عصر با زوجی که از دوستان ایران بودند و از مونترال می‌آمدند از خانه‌ی ما حرکت کردیم. ماشین یک مزدای دوهزارِ دنده اتوماتیک بود که برای سه شبانه‌روز اجاره کرده‌بودیم به مبلغ 90 دلار. این‌جا سفارش می‌کنند که برای سفر حتما یک دستگاه GPS همراه‌تان باشد  بی‌توجهی کردیم و خوب در همان اول در  خروجی اتاوا تقریبا گم شدیم. بعد از کمی سردرگمی بالاخره به جای اتوبان اتاوا-تورنتو افتادیم در جاده‌ای که اتوبان نبود و فهمیدیم که همان جاده‌ای است که در ایران بهش می‌گوییم جاده قدیم. پرینت نقشه‌ی گوگل‌مپ نشان می‌داد که تا خود تورنتو ورودی به اتوبان ندارد. رفتیم و نهایتا در پمپ بنزینی از خلق الله پرسیدیم و تقریبا کسی جواب ما را نداد. همه می‌گفتند می‌خواهید بروید تورنتو؟ خوب همین راه‌ش است دیگر! می‌گفتیم آیا این جاده Safe است می‌گفتند بله حتما. فکر می‌کردند منظورمان نگرانی از حضور راه‌زنان است! بالاخره با راهنمایی‌هایی خودمان را رساندیم به اتوبان و تا شهر همیلتون یک‌سره رفتیم، قرار بود در منزل یکی از دوستان اتراق کنیم. سفرمان شش ساعت طول کشید. اتوبان اتاوا-تورنتو تقریبا شبیه اتوبان قم-تهران است. سرعت مجاز 120 کیلومتر در ساعت است اما لاین سمت چپِ کنار گاردریل، اضطراری و مخصوص پلیس و نیروهای امداد است.
قسمتی که جزو کاناداست.
 شام را در همیلتون خوردیم و راهی خانه‌ي دوست‌مان شدیم. صبح بعد از صبحانه حدود ساعت 10 راهی نیاگارا شدیم. از همیلتون تا نیاگارا حدود یک ساعت راه است. پیش از ظهر به آبشار رسیدیم.
آبشار بی‌نهایت با شکوه است. به بچه‌ها می‌گویم آبشارهایی ما که در کوه و کمرهای ایران دیدیم در مقام قیاس با این، به قضای حجات فردی در ارتفاع می‌ماند. خوب البته غرب‌زدگی هم مقوله‌ي قابل توجهی در این طرز صحبت است. بگذرم. شکوه آبشار بیش از آن که به خاطر ارتفاع باشد به خاطر پهنایش و میران حجم آبی که از آن بالا می‌ریزد است. جایی خواندم که دولت کانادا و آمریکا برای این که از سرعت ساییدن لبه‌ی آبشار کم کنند شب‌ها حجم آب را یک سوم می‌کنند و با این کار سالانه سه سانتیمتر از سرعت عقب نشینی لبه کم کرده‌اند. قبل از رسیدن به لبه، رودخانه دو قسمت می‌شود و تقریبا دو تکه آبشار درست می‌شود یکی خیلی بزرگ‌تر و دیگری کوچک‌تر. تکه‌ی بزرگ جزو خاک کانادا و کوچک برای آمریکاست. زاویه‌ی دید از خاک آمریکا خیلی مناسب نیست اما از داخل کانادا هر دو آبشار را از روبرو به خوبی می‌شود دید. در اطراف آبشار در داخل شهر انواع تفریحات و سرگرمی‌ها از جمله کازینویی خیلی معروف و سایر جنگولک‌بازی‌ها مهیاست تا سر توریست‌ها را گرم ‌کنند. آبشار در شب، نورپردازی خیلی زیبایی دارد. 
بعد از آبشار به شهرکی به نام Niagara on the lake رفتیم که عجیب زیبا و آرام بود. کنار ساحل دریاچه‌ای بی‌موج  پر بود از زمین‌های گلف و در شهر خانه‌هایی که به نقاشی می‌مانست. سکوت در این شهرک غوغا می‌کرد و همه چیز شبیه شهری زیبا و آرام برای گذراندن دوران بازنشستگی بود. در این شهر ناهار-شام خوبی خوردیم  و تاریک بود که  به شهر آبشاربرگشتیم، کمی در خیابان‌های شلوغ پلوغ وسط جنگولک‌بازی‌ها چرخیدیم و به سمت  همیلتون حرکت کردیم. حالا ساعت حدودا یازده شب بود.

۶ نظر:

  1. دو تا سوال در مورد :
    بعد از آبشار به شهرکی به نام Niagara on the lake رفتیم که عجیب زیبا و آرام بود. کنار ساحل دریاچه‌ای بی‌موج پر بود از زمین‌های گلف و در شهر خانه‌هایی که به نقاشی می‌مانست. سکوت در این شهرک غوغا می‌کرد و همه چیز شبیه شهری زیبا و آرام برای گذراندن دوران بازنشستگی بود.

    1- عکس های این شهرک خفن کو که من در مقام جمال الملک به تصویر بکشیم(bekeshiam)تا ماندگار بشوید(beshaviad)؟
    p.s.janam baraye canadian ha bege ke jamalolmolk az shakhsiathaye ghahveye talkhe, hala bayad bebininesh
    2- ببینم الان به طور زیرپوستی گفتی که جای دوران بازنشستگیتونم پیدا کردین؟

    پاسخ دادنحذف
  2. سالی جانم برات بگه که اون عکس آخری یکی از حیاط های خانه های همون شهرکه. ولی در قسمت دوم این نوشته عکس دیگری هم خواهم گذاشت.
    در مورد بازنشستگی هم اگر ما به اون دوران برسیم به نظرم یا در خیابانی در همین تهرانه یا در دهی در کاشان یا شاید هم اصفهان بله خواهر من!

    پاسخ دادنحذف
  3. مهدي جان
    مي بينم كه ماشالله خيلي زود جا افتادي و دست به كار نياگارا گردي، شدي
    يك سفرنامه مفصل بنويس كه ماهم از دور استفاده كنيم
    مهدي رجا

    پاسخ دادنحذف
  4. مهدي جان اگه حالي به حالي شدي ما رو هم دعا كن!

    پاسخ دادنحذف
  5. عكسل رو نشون نميده مهدي.... من كه تو گوگل ريدر ميخونم عكيس نديدم... اينجا هم تازه بعد از اينكه كامنتتو ديدم فهميدم عكسي هست و رفتم هي ماوسو گردوندم تا پيدا كردم جاشو :دي تازه آخرشم باز نشد!تو فيسبوكم آپلود كن ديگه...

    نه... ايشالا تو همون هواي پاكيزه و آرامش اونجا ميمونين....
    هواي داغون اينجا و اعصاب خراب اينجا نميذاره آدم به اون دوران برسه...

    پاسخ دادنحذف