۱۳۸۹ دی ۲, پنجشنبه

مساله‌ی اولویت



دِه ما پیرمردی داشت که می‌گویند بعضی روزها که خیلی سرش شلوغ می‌شد و نمی‌دانست به کدام کارش باید برسد راه حل خوبی پیدا کرده بود. کشاورز بود. روزهایی می‌آمد که هم‌زمان نوبت آب مزرعه‌اش بود و باید آب می‌بست، همان‌روز با تراکتوری وعده‌ی خرمن‌کوبی داشت، از اداره‌ی ترویج هم قرار بود بیایند برای واکسن زدن به گاو و البته آن روز نفت هم آمده بود و باید گالن‌ها را می‌برد نفت بگیرد! خلاصه در این چنین موقعیت‌هایی می‌گویند مساله را به سادگی حل می‌کرد. آن‌روز را کلا می‌خوابید. حالا نَقل کار من است. هزار پست توی ذهنم هست برای این‌جا  و نمی‌‌دانم کدام را اول بنویسم. مساله‌ی اولویت‌بندی یا نوبت‌دهی مطرح می‌شود و حل‌ش هم همین است که هیچ کدام را نمی‌نویسم راحت!

پ ن: داستان پیدا کردن پس‌ورد یاهو ام، شرحی بر خانه‌ی این‌جا و مشخصات و هزینه‌هاش، شرحی در هزینه‌ها و مشخصات موبایل‌های این‌جا، شرحی بر سرما، دل‌تنگی‌ها، هدفمندی یارانه و و و  

۱ نظر: